محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

468

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

بلاغت اسلوب ، بزبانى عرضه داشت كه چون نواب شهريار ممالك ايران ، كشور گيلان را بخان احمد واگذارند ، در عوض هر ولايت كه از مملكت آذربايجان به تصرف اولياى دولت نواب خواندگار درآمده ، مع ولايات شروانات « 1 » و هر محل ديگر كه نواب اراده فرمايند بر ايشان مسلم داريم و معهذا اينجانب ممنون منت و رهين لطف و عطوفت بىغايت بوده هر آينه مزيد مواد مصادقت و محبت ميگردد . « 2 » بعد از اطلاع بر مضمون نامه و پيغام و استماع اين كلام صناعت فرجام ، شائبه غبارى و غبار نقارى پيرامن ضمير آينهء تصوير صاحب تاج و سرير گشته و اين كلمات بر طبع شريف خسرو آفاق بغايت شاق آمده نزديك به آن شد كه بمقام سياست ايلچى درآيد . نظم چو اين حرف را شاه كرد استماع * بر آشفت طبعش از آن اصطناع چنان آتش خشم و كين برفروخت * كز آن رخت حلم و مدارا بسوخت بر آن شد كه تيغ رسالت كشد * ز قهر ايلچيانرا سراسر كشد و ليكن چو شاهان ذو اقتدار * نكردند ايلچى كشى اختيار نبودست رسم سلاطين دهر * كه ايلچى كشند از سر خشم و قهر بدل كرد شاه سكندر حسب * بحلم و سكون اضطراب و غضب نشاند آتش خشم را ز آب لطف * بر آن قوم بگشود ابواب لطف ليكن چون در هيچ عهد و قرون « 3 » ، سنت [ 258 ] پادشاهان ذوى الاقتدار و خسروان عاليمقدار اولو الاعتبار بقتل و جرح ايلچيان جريان نيافته و كشتن و بستن ايشان در هيچ زمان ذو شوكتى شايع « 4 » نبوده ، لهذا شهريار مرتضوى نسب سورت حرارت غضب را به رشحات سحاب حلم تسكين داد و در جواب ايلچى زبان

--> ( 1 ) - م : شيروانات ( 2 ) - م : ميكرد ( 3 ) - م : قرن ( 4 ) - م : هيچ زمان شايع